پاسخ:
من!o.O
ن عزیزم من تووبم نوشتم ک هرکی آپ بودخبربده میام نظرمیذارم:-)
آخه رفقازیادن منم باورکن وقت نمیکنم ب همه سربزنم هرروز،آخه هم کلاس دارم هم کارای دانشگامه:-(
فدات بشم من نرگس جونم :-*
الان بدومیام چنتانظرجگرمیذارمD:
حــــکــم اعــــدام بـــود...
اعــدامی لحظه ای مکـــث کــرد
و بوسه ای بر طناب دار زد
دادستان گفت: صبر کنید،
اقای زندانی این چه کاریست؟؟
زندانی، خنده ای کــرد و گــفت:
بیچاره طناب نمیزاره زمین بیفتم
ولــی ادم هـــا ! ! !
بــد جــور زمــیــنم زدن.
دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی گنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
ای دل پاره پاره ام دیدن اوست چاره ام
اوست پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
هین کژ و راست می روی، باز چه خورده ای؟ بگو
مست و خراب می روی، خانه به خانه کو به کو
عمر تو رفت در سفر، با بد و نیک و خیر و شر
همچو زنان خیره سر حجره به حجره، شو به شو
با که حریف بوده ای؟ بوسه ز که ربوده ای؟
زلف کرا گشوده ای؟ حلقه به حلقه مو به مو
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
ای دل پاره پاره ام دیدن اوست چاره ام
اوست پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
یک شب
همه ی خیابان ها را
با تمام بلوارهایش
پارک را با تمام
درختان و نیمکتهایش
خواهم دزدید
همه را تا میزنم
و در کوله ی خیالم می گذارم
به سمت تو میآیم
تا
با تمام خیابان ها و پارکها
با من خاطره داشته باشی
که هرگز نتوانی
فراموشم کنی
سلام نه چرا باید دعوا کرده باشم
سلام خاهرم
سلام علیک ورحمت الله خواهر گرامی
باش منم برم دیگه مواظب خودت باش
چشم
منم شکلات کاکوئی- شیری خیلی دوس دارم
خوبی خوشگل خانوم
صبحت شیر شکلات آجی سلام
ای جونم شکلات
اما بیخی غیبت نکنیم
اوکی
منم دیگه نمیرم وبش
کار خوبی میکنی
قالبم قابل تو رو ندارم خانومی
خل شده پسره خل
دیگه وبش نمیرم
نرگس از لیمو چه خبر یافتیش یا نه
فردا اگر ز راه نمی آمد
من تا ابد کنار تو میماندم
من تا ابد ترانه عشقم را
در آفتاب عشق تو میخواندم فروغ فرخزاد
سر به دامان من خسته گذار
گوش کن بانگ قدمهایش را
کمر نارون پیر شکست
تا که بگذاشت برآن پایش را فروغ فرخزاد
سلام عزیزم نت نداشتم گلم اسباب کشی داشتیم واس خاطر همونا نبودم خوبی خانومی
ای جون دلم خوبی تو نگران شدم .. اخی خیالم راحت شد دلم تنگ شده بود .. [گل]
بغض ....
بغضم که بشکند
تمام میشود سکوت من ....
بغضم که بشکند
تمام میشود تمام ناگفته های من....
بغضم ک بشکند
تمام میشود نگرانیهای من...
بغضم ک بشکند
تمام میشودانتظارمن....
تا نقطه چین بغض باقیست
تا دوباره تمام حرف های سادگیم را دوره کنی ...
خدایا ...
این روزها...
دلتنگم....
بـــاورکــن...
این یکی دیگر شعر نیست...!
هر شب
با وساطت یک قرص سفید
چمدان چشم هایم را می بندم و
به سمت خواب های تو راه می افتم!
به سمت دست هایت...
که خواب رفته اند،
وَ چشم هایت
که خواب مانده اند از دیدنم
به رؤیای تو که پا می گذارم
زیر پایم
خالی می شود!
می دانم صبح نشده
بلند می شوم،
با چمدانی پر از گریه
به خانه ی تنهایی ام باز می گردم...
#مینا_آقازاده
نرگس جون:تو هی میای نگا میکنی فقط!
پاسخ:
من!o.O
ن عزیزم من تووبم نوشتم ک هرکی آپ بودخبربده میام نظرمیذارم:-)
آخه رفقازیادن منم باورکن وقت نمیکنم ب همه سربزنم هرروز،آخه هم کلاس دارم هم کارای دانشگامه:-(
فدات بشم من نرگس جونم :-*
الان بدومیام چنتانظرجگرمیذارمD:
قربونت شوخی کردم هر وق اومدی قدمت رو چش
!
سکوت
سلام ممنون خوبم .مبارکه قالب وبلاگ عوش کردی؟



ممنانم
پشت دریاها شهریست که یک دوست در آن جا دارد
هر کجا هست
به هر فکر
به هر کار
به هر حال
عزیز است.
خدایا تو نگه دارش باش...
حــــکــم اعــــدام بـــود...
اعــدامی لحظه ای مکـــث کــرد
و بوسه ای بر طناب دار زد
دادستان گفت: صبر کنید،
اقای زندانی این چه کاریست؟؟
زندانی، خنده ای کــرد و گــفت:
بیچاره طناب نمیزاره زمین بیفتم
ولــی ادم هـــا ! ! !
بــد جــور زمــیــنم زدن.
لاااااایک
دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی گنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
ای دل پاره پاره ام دیدن اوست چاره ام
اوست پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
هین کژ و راست می روی، باز چه خورده ای؟ بگو
مست و خراب می روی، خانه به خانه کو به کو
عمر تو رفت در سفر، با بد و نیک و خیر و شر
همچو زنان خیره سر حجره به حجره، شو به شو
با که حریف بوده ای؟ بوسه ز که ربوده ای؟
زلف کرا گشوده ای؟ حلقه به حلقه مو به مو
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
ای دل پاره پاره ام دیدن اوست چاره ام
اوست پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
"مولانا"
دلتنگیهایی که . . .
بر کاغذ روح حکاکی می شوند . . .
و بیداد دارند . . .
از کسی که . . .
دلیلی برای نوشتنهاست . . !؟
مادربـزرگ مـی گفـت:
قلبـت که بـی نظـم زد
از همیــشه عاشق تـری ؛
اشکــت که بی اختیــار ریخــت ؛
از همیــشه دلتنــگ تـــری
شبــت کـه بـا درد گذشـــت ؛
فکـرت از همیــشه درگیـرتـر سـت …
مادربزرگم ! این روزها بیشتر از همیشه
عاشقترم دلتنگترم درگیرترم
این روزها کسی رو بیشتر از تمام دنیا دوست دارم . . .
خدا نکنه
بلا نسبتتون
چون ما و شما مقارب یکدگریم
به زان نبود که پردهی هم ندریم
ای خواجه تو عیب من مگو تا من نیز
عیب تو نگویم که یک از یک بتریم سعدی
چیزی نداشته باشی؛ چیزی برای از دست دادن نداری
ممنون که به وبلاگم سر زدی
با تبادل لینکم موافقم :)
خواهش لینکی
یک شب
همه ی خیابان ها را
با تمام بلوارهایش
پارک را با تمام
درختان و نیمکتهایش
خواهم دزدید
همه را تا میزنم
و در کوله ی خیالم می گذارم
به سمت تو میآیم
تا
با تمام خیابان ها و پارکها
با من خاطره داشته باشی
که هرگز نتوانی
فراموشم کنی
آینه گفت چرا دیر کرده است، نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟
گفتم او فقط اسیر من است ، فقط لحظه ای چند تاخیر کرده است شاید هوا سرد بوده است ، شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید آینه به سادگیم و گفت : عشق پاک تو را زنجیر کرده است
فتم درباره عشق من چنین سخن مگوی
گفت : خوابی ! او سالهاست که دیر کرده است
در آینه به خود مینگرم ، آه عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آینه که.. دیگر منتظر نباش ، او برای همیشه دیر کرده است…
چه روزهـــایی را که کنــار گذاشتــه ام برایِ تو
چه عاشقانـــه هایی
چه حـــرف هایی
می دانــی ؟
هر دختـــری یک یواشکـــی هایی بــاید داشته باشــد
یک یواشــکی هایی که تنــها مردش بـداند
یک حـــرفهایی باید داشـــته باشد
که تنها به گـــوشِ مردش برسـد
بوســه هایِ پشـتِ در
آغــوش هایِ بی هــوا
اینــها که می گوینــد این حرفهــا قدیمیسـت
اینــها را چــه به مـا
من انکـــار نمی کــنم که برایِ تـو
عاشــقی خواهــم کرد
و بی سیاســـت ترین زنِ رویِ زمــین خواهم بود
که نداند چه مـــوقع باید خودش را بگیـرد
چه وقــت باید چه بــگوید
من هروقت و همیشه
مــی گویمت :
مـــردِ من؛ دوستت دارم !
حتی شـــده میانِ جمع
بگــذار هرکه هرچه می خــواهد بگوید
شوقِ چشـــمانِ تو
به تمامِ دنیا
مــی ارزد
سلام نه من ازش خبری ندارم حتی جواب تلفنای منم نمیده نمیدونم
سلام نرگس دوست من .نیستی؟
هستم ولی خستم
فکرَش را بکن
چه مرگ قشنگی می تواند باشد!
تو از کوچه مرا صدا بزنی
و من از شدت ِ شوق
در و پنجره را با هم قاطی کنم!!
"داریوش حسن پور"
...................................
و چه در و پنجره ای ....!!
که راه و مسیرش ... روزنه ی نورش تو باشی...
ماه در آسمان است...
نگاه کن
میان من با ماه گردون تفاوت از زمین تا" آسمان" است...
من دارم به این فکر میکنم زندگی بی تو پوچه برام
یه جوری میزون میکنم که جلوی تو تو کوچه درآم
بهم سر بزن نظر یادت نره
هنوزم مصطفی گاهی واسم نظر میذاره اگه اومد بهش میگم که ایدی تلگرامشو بهت بده...
بدرود خانمی...
مرسی ولی نمیده .میدونم. دوست اینجوری به چه دردم میخوره که اصا سر نزنه بهم یادم نباشه میخوای باور کن دوستشم میخوای نکن مجبور نیستم دروغ بگم
سلام نرگس خانم...
اول اینکه دیگه ندارمش...
دوم اگه داشتم بدون اجازه ی خودش بهت نمیدادم....
سوم ازش میگیرم و ازش جریان رو میپرسم...
کدوم همونی که گفتی
نمیدانم چرا ،
اما برایت سخت دلتنگم
در این مسلک که صورت های بی احساس بسوی قلب های ساده می تازند
من اینجا در صف مرگ شقایق ها برای رنگ چشمان تو دلتنگم . . .
چی داری میگی تو