سخن از ماندن نیست ،
من و تو رهگذریم ،
راه ...
طولانی و پر پیچ و خم است ،
همه باید برویم تا افقهای وسیع ،
تا آنجا که ...
محبت پیداست و شاید اینجا سر آغاز بودن است
و من و تو و هیاهوئی در شهری سبز و آبی و خاکستری
ما می گریزیم شاید از بودن
شاید از ماندن
شاید از رفتن
جز هراس ما را چه باید
من و تو رهگذریم
به فردا بیندیش
به طلوعی دیگر ...
و به آغازی دوباره و ما گشاینده ی راهیم ...
لغزش صبر مداومت
ولی ...
بدان و باور کن
اینجا بدون شک آغاز بودن ماست .....
سلام نرگسی خوبی :-)
عیدت مبارکا باشه ایشالا به آرزوهات برسی :-)
سلام عزیزم عیدتو هم مبارک فدات ..مرسی قربون دهنت ایشالا
من فکر می کردم
سالها باید یکی یکی سپری شوند
تا هر بار آدم
یک سال بزرگ تر شود
اما این طور نیست،
این اتفاق یک شبه رخ می دهد...!
خداوندا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جای دارند
آنان شایسته محبتاند و یادشان مایه آرامش بر صفات
نیک آنان بیفزای و سلامتشان بدار. عید سعید فطر مبارک
تا توانی دفع غم از خاطرِ غمناک کن
در جهان گریاندن آسان است
اشکی پاک کن …
ملک الشعرا بهار
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ
ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ
ﮔﺎﻫــــــــﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﮔﺎﻫــــــــــﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ
ﮔﺎﻫـــــــــــﯽ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ
ﮔﺎﻫـــــــــــــﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ
ﮔﺎﻫـــــــــــــــﯽ ﺩﺭ ﺗﻨـــــــﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳــــــﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﮕــــــــﻮﯾﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤــــــــﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ ﺁﻣﻮﺧــــــــﺘﻪ ﺍﻡ
ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺤـــــﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ
ﺷﺎﯾﺪ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ
ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺩﻗﻢ ، ﻣـــــــــــــﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ .....
((زنده یاد حسین پناهی))
سخن از ماندن نیست ،
من و تو رهگذریم ،
راه ...
طولانی و پر پیچ و خم است ،
همه باید برویم تا افقهای وسیع ،
تا آنجا که ...
محبت پیداست و شاید اینجا سر آغاز بودن است
و من و تو و هیاهوئی در شهری سبز و آبی و خاکستری
ما می گریزیم شاید از بودن
شاید از ماندن
شاید از رفتن
جز هراس ما را چه باید
من و تو رهگذریم
به فردا بیندیش
به طلوعی دیگر ...
و به آغازی دوباره و ما گشاینده ی راهیم ...
لغزش صبر مداومت
ولی ...
بدان و باور کن
اینجا بدون شک آغاز بودن ماست .....
سلام نرگس جون حالت خوبه؟

عیدت مبارک عزیزم...
امیدوارم همیشه دلت شاد بااشه
سلام عزیزم مرسی قربونت عید تو هم مبارک باشه .همچنین عزیز
ﮐﺎﺵ
"ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ"
ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﻮﭺ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ!
بهار را دوست دارم
اگر در ستایش شکوفه باشد.
باران را دوست دارم
اگر در ستایش آسمان باشد.
و شعر را دوست دارم
اگر در ستایش سکوت باشد.
دلم گــــــرفت... واســــــه چیـــــزایــــــی که شـــــنــــیدم و فـــــهمــــیدم نبایـــــــــد با خیـــــیلیا خـــــیلی جور باشم... دلــــــم گرفــــت... واســــــه ایـــــنکه دنــــــیــــا تــــــوش آدم نـــــداره... بــــــا هـــــرکس خوب بودم... جــــــوره دیــــــگه برداشــــــت کرد. اره.... دلـــــــم گرفـــــت.. خیلی... و یــــــه چــــیز فـــــهمــــیدم... تـــــــَـــــنــــــهایـــــــی شـــــرف دارد..به هـــــم صحبت شدن با کسایی که فـــــقط ادعای خوب بودن دارند..
عیدت مبارک
قیامتی ست...!
از لحظه ای که صدای
زنگ تلفن بلند می شود...
از جا می پرم...!
تا لحظه ای که...
مثل همیشه...
» تو نیستی ...!
عشقتـــ رآ پنهآטּ میڪنـے ڪـہ مرכآنگیتـــ פֿـכشـہ כـار نَشـوכ !
اَפֿـمـ میڪنـے ڪــــہ مهربآنیَتـــ رآ پنهـــــآטּ ڪنے !
مَـرآ " شُمــآ " פֿـَطآبـــ میڪُنے ڪِـہ هَوآیے نشَومـ !
اَمـآ نمــیـכانـے !
نمـیــכانے ڪـــہ چقَـכر ایــטּ هـآ بـہ تـو مـے آینـכ !
و مـَـטּ כیــوانـہ تـَر میشوَمـ
وقتی از غربت ایام دلـــــم میگیرد
مرغ امید من از شدت غم میمیرد
دل به رویای خوش خاطره ها میبندم
بازهم خاطر تو دســت مرا میگیرد