دیروز پسر خالم یه دونه از این موبایل گنده ها خرید. بعد گذاشت رو زمین و رفت تو اتاقش. منم داشتم رد میشدم فکر کردم ترازو دیجیتاله. رفتم روش وایستادم. بد بخت کور شد از بس گریه کرد.خخخخخخخ..........................................................................سلام نرگس میمون جون خوفی عایا؟؟؟؟؟
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند .
سلام ممنون از شعر قشنگتون ولی کاش ادرستون مینوشتین
بیا به خلوت دل، خانهی خدا اینجاست
هر آنچه میطلبی از خدا، بیا اینجاست
قدم به خانهی ابلیسان منه سالک
بیا به میکده عشق و می و صفا اینجاست
حدیث عشق مجازی اگر پسند تو نیست
بیا به مجلس ما، عشق بیریا اینجاست
بگو به صوفی پیمان شکن چه میخواهی
مراد ماست خدا، خانقاه ما اینجاست
از دنیا دل کندم
بحث عشق و عاشقی نیست
خم شد
کمر
اعتمادهایم…
اینجا مـــــــن هستم !!
نیــــــــمکتی چوبی وچتــــری که بسته است …!
دلم تنـــــــگ نیست …
تنـــــــــها منتظر بـــــارانم …
که قــــــطره هایش بهانه ای باشد
برای نمناک بودن لحظــــــه هایم …
و …
اثبـــــات بی گناهی چـــــــشمانم ….
از دنیا دل کندم
بحث عشق و عاشقی نیست
خم شد
کمر
اعتمادهایم…
اینجا مـــــــن هستم !!
نیــــــــمکتی چوبی وچتــــری که بسته است …!
دلم تنـــــــگ نیست …
تنـــــــــها منتظر بـــــارانم …
که قــــــطره هایش بهانه ای باشد
برای نمناک بودن لحظــــــه هایم …
و …
اثبـــــات بی گناهی چـــــــشمانم ….
از دنیا دل کندم
بحث عشق و عاشقی نیست
خم شد
کمر
اعتمادهایم…
اینجا مـــــــن هستم !!
نیــــــــمکتی چوبی وچتــــری که بسته است …!
دلم تنـــــــگ نیست …
تنـــــــــها منتظر بـــــارانم …
که قــــــطره هایش بهانه ای باشد
برای نمناک بودن لحظــــــه هایم …
و …
اثبـــــات بی گناهی چـــــــشمانم ….
این دیوانگیست ...
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم...
این دیوانگیست ...
که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنی
نگاهم کرد...
پنداشتم دوستم دارد !
نگاهم کرد...
در نگاهش صد شور عشق خواندم !
نگاهم کرد...
دل به او بستم ! نگاهم کرد...
اما نه !!!
بعدها فهمیدم که او فقط نگاهم کرد !!!
از زندگی آموختم که به هر نگاهی دل نبندم !
که همه نگاه ها پیام آور عشق نیستند...
همه نگاه ها معنی دوست داشتن نمی دهند... و ...
همه نگاه ها بی ریا نیستند !!!
[گل]
سلام، چشم حتما خوبین شما؟ چند وقت پیش یک آهنگ شیرازی رو وبلاگتون بود ، اگر ممکن برای شما لطف کنید لینک دانلودش رو در پست هاتون قرار بدهید، سپاسگذارم
سلام عزیز مرسی. بازم اومدی من زیاداهنگ وب عوض کردم یادم نی ببخشید یه تیکه اززش رو اگه یادتون بگین تا ببینم. چی بود بههتون بدم ببخشید من فراموش کارم ،الزایمر دارم. هههه
همیشه
یک
آخرینی هست
که کف
صندوقچه خاطرات آدمها
بی وقت.....
با
یک عطر...
یک صدا....
یک عصر بارانی....
یک آهنگ...
یک
رنگ رژ و
یک
پیراهن آشنا....
بیرحمانه
غلت میخورد....!!!
..
مثل
آخرین دیدار...
آخرین روز....
آخرین بوسه....
آخرین....
آخرین....دوستت دارم
..
آخرین
مراقب خودت باش....
..
آخرین
خداحافظ........
..
و این..........
بیرحم ترین....
بیرحم ترین.......
آخرین دنیاست.....!!!!
انتز من که همیشه کامنت میدم
دیروز پسر خالم یه دونه از این موبایل گنده ها خرید. بعد گذاشت رو زمین و رفت تو اتاقش. منم داشتم رد میشدم فکر کردم ترازو دیجیتاله. رفتم روش وایستادم. بد بخت کور شد از بس گریه کرد.خخخخخخخ..........................................................................سلام نرگس میمون جون خوفی عایا؟؟؟؟؟
بله ایا
سلام، منتظر حضور سبز شما هستیم، درصورت تبادل لینک اطلاع دهید، سپاس
سلام مرررررسی از حضورتون

واسه منم جالب بود خوشحال شدم پیشاپیش تولدتون مبارک
خواهش مرسی از تبریکت تولد توهم پیش پیش مبارک
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند .
سلام ممنون از شعر قشنگتون ولی کاش ادرستون مینوشتین
برای خوشبخت بودن، فرش قرمز لازم نیست
دفتری پر ز ورق، نمره بیست، یا اسکناس های دویست، لازم نیست.
لباسی پر ز طلا، لازم نیست.
به خدا، لازم نیست!
نیازی به فریاد حوادث نیست.
موسیقی باران، برای دلخوشی کافیست.
سلامی به پدر، نگاهی به خواهر کافیست.
برای خوشبخت بودن، آغوش گرم یک مادر کافیست.
سواری روی موج خیال، نشستن کنار یادگاریها، رفتن میان خاطره ها کافیست.
برای خوشبخت بودن، یک احساس کوچک خوشبختی کافیست
[گل][گل]
بیا به خلوت دل، خانهی خدا اینجاست
هر آنچه میطلبی از خدا، بیا اینجاست
قدم به خانهی ابلیسان منه سالک
بیا به میکده عشق و می و صفا اینجاست
حدیث عشق مجازی اگر پسند تو نیست
بیا به مجلس ما، عشق بیریا اینجاست
بگو به صوفی پیمان شکن چه میخواهی
مراد ماست خدا، خانقاه ما اینجاست
۩۩♥♥۩۩ حــتـما بــیـا و بــبــیــن و بـخــنــد و نــظــر بــده ♥ بــدو بـیـا ســاوه جـوک ♥ ۩۩♥♥۩۩
۩۩♥♥۩۩ خـنـده دارترین جوک هـا ، عـکـس هـا و اس ام ها ♥ بدو بیا ســاوه جـوک ♥ ۩۩♥♥۩۩
اینجا رادیو دل است!!
صدای مرا از عمق قلبم میشنوید
این یک پیام است که میگوید: فراموشی در مرام ما نیست
از همین فاصله دور خاک پای خوبانیم...!!!!
۩۩♥♥۩۩ WWW.SAVEHJOOK.MIHANBLOG.COM ♥ بــدو بــیــا ســــاوه جـــوک ♥ ۩۩♥♥۩۩
لااااااااااااااااااااایک
فدات
تنهایی دلم را با جذابیت نگاهت پاک کردی
خونه قلبم رو از غمها شستی . . .
حالا که داری زحمت میکشی،روی این میز هم یه دستمال بکش
تنهایی دلم را با جذابیت نگاهت پاک کردی
خونه قلبم رو از غمها شستی . . .
حالا که داری زحمت میکشی،روی این میز هم یه دستمال بکش
تنهایی دلم را با جذابیت نگاهت پاک کردی
خونه قلبم رو از غمها شستی . . .
حالا که داری زحمت میکشی،روی این میز هم یه دستمال بکش
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ
ﺗﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ
“ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ”
ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ …
ﺑﮕﺬﺍﺭ❄️
ﺧﻔﻪ ﮐﻨﺪ
ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ
ﺩﻧﯿـﺎ
..
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت
من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت
تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت
من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت
تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت
من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت
تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت
من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت
تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت
من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت
تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت
تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت
در این زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم، لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمال دار باد برای من کمال پرست
هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست
در این زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم، لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمال دار باد برای من کمال پرست
هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست
می بینی ؟
بی تو ایستاده ام روی پاهای خودم و دارم تو را نگاه می کنم
که حتی روی حرف های خودت هم نمی توانستی بایستی.
می بینی ؟
بی تو ایستاده ام روی پاهای خودم و دارم تو را نگاه می کنم
که حتی روی حرف های خودت هم نمی توانستی بایستی.
زیبابودددد
مرسی عزیز
می بینی ؟
بی تو ایستاده ام روی پاهای خودم و دارم تو را نگاه می کنم
که حتی روی حرف های خودت هم نمی توانستی بایستی.
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت
تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما
چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت
چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی
حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت
تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من
به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت
امید خسته ام تا چند گیرد با اجل کشتی
بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت
شبی با دل به هجران تو ای سلطان ملک دل
میان گریه می گفتم که کو ای ملک سلطانت
چه شبهایی که چون سایه خزیدم پای قصر تو
به امیدی که مهتاب رخت بینم در ایوانت
به گردنبند لعلی داشتی چون چشم من خونین
نباشد خون مظلومان؟ که می گیرد گریبانت
دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست
امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت
به شعرت شهریارا بیدلان تا عشق میورزند
نسیم وصل را ماند نوید طبع دیوانت
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت
تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما
چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت
چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی
حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت
تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من
به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت
امید خسته ام تا چند گیرد با اجل کشتی
بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت
شبی با دل به هجران تو ای سلطان ملک دل
میان گریه می گفتم که کو ای ملک سلطانت
چه شبهایی که چون سایه خزیدم پای قصر تو
به امیدی که مهتاب رخت بینم در ایوانت
به گردنبند لعلی داشتی چون چشم من خونین
نباشد خون مظلومان؟ که می گیرد گریبانت
دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست
امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت
به شعرت شهریارا بیدلان تا عشق میورزند
نسیم وصل را ماند نوید طبع دیوانت
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت
تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما
چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت
چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی
حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت
تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من
به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت
امید خسته ام تا چند گیرد با اجل کشتی
بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت
شبی با دل به هجران تو ای سلطان ملک دل
میان گریه می گفتم که کو ای ملک سلطانت
چه شبهایی که چون سایه خزیدم پای قصر تو
به امیدی که مهتاب رخت بینم در ایوانت
به گردنبند لعلی داشتی چون چشم من خونین
نباشد خون مظلومان؟ که می گیرد گریبانت
دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست
امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت
به شعرت شهریارا بیدلان تا عشق میورزند
نسیم وصل را ماند نوید طبع دیوانت
از دنیا دل کندم
بحث عشق و عاشقی نیست
خم شد
کمر
اعتمادهایم…
اینجا مـــــــن هستم !!
نیــــــــمکتی چوبی وچتــــری که بسته است …!
دلم تنـــــــگ نیست …
تنـــــــــها منتظر بـــــارانم …
که قــــــطره هایش بهانه ای باشد
برای نمناک بودن لحظــــــه هایم …
و …
اثبـــــات بی گناهی چـــــــشمانم ….
از دنیا دل کندم
بحث عشق و عاشقی نیست
خم شد
کمر
اعتمادهایم…
اینجا مـــــــن هستم !!
نیــــــــمکتی چوبی وچتــــری که بسته است …!
دلم تنـــــــگ نیست …
تنـــــــــها منتظر بـــــارانم …
که قــــــطره هایش بهانه ای باشد
برای نمناک بودن لحظــــــه هایم …
و …
اثبـــــات بی گناهی چـــــــشمانم ….
از دنیا دل کندم
بحث عشق و عاشقی نیست
خم شد
کمر
اعتمادهایم…
اینجا مـــــــن هستم !!
نیــــــــمکتی چوبی وچتــــری که بسته است …!
دلم تنـــــــگ نیست …
تنـــــــــها منتظر بـــــارانم …
که قــــــطره هایش بهانه ای باشد
برای نمناک بودن لحظــــــه هایم …
و …
اثبـــــات بی گناهی چـــــــشمانم ….
این دیوانگیست ...
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم...
این دیوانگیست ...
که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنی
[گل]
نگاهم کرد...
پنداشتم دوستم دارد !
نگاهم کرد...
در نگاهش صد شور عشق خواندم !
نگاهم کرد...
دل به او بستم ! نگاهم کرد...
اما نه !!!
بعدها فهمیدم که او فقط نگاهم کرد !!!
از زندگی آموختم که به هر نگاهی دل نبندم !
که همه نگاه ها پیام آور عشق نیستند...
همه نگاه ها معنی دوست داشتن نمی دهند... و ...
همه نگاه ها بی ریا نیستند !!!
[گل]
تولدت مبارک پیشاپیش میمون
یه کارتن موز و نارگیل خوبه؟
ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﺑﻜﻨﻴﺪﺵ.....ﻣﺎﺭﻙ ﻟﺒﺎﺳﺖ ﺭﻭ ﻣﻴﮕﻢ،ﺧﻴﻠﻰ ﺑﺪﻩ ﻻﻣﺼﺐ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺧﻨﺠﺮ ﻣﯿﺰﻧﻪﺑﺮﻭﻭﻭﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺘﺮﺱ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺫﻫﻦ ﻣﻨﺤﺮﻓﺖ............................................................................سلام بلاگفا رسما منو حامله کرده.غلط کردم اومدم بلاگفا .کامنت ارسالی و دریافتی بعضی وقتا نمیره. با اجازت برگشتم به میهن بلاگم.وبتم اونجا لینکه.بی زحمت ادرس وبمو از http://sararasoo.blogfa.com/به این ادرس اصلاحش کن http://sarayekta.mihanblog.com/
سلام خدا ببخشه این چ حرفیه من شمارو لینک می کنم تا همیشه در لینکه هام باشید تا بتونم پیداتون کنم اگر سر نزدید
۩۩♥♥۩۩ حــتـما بــیـا و بــبــیــن و بـخــنــد و نــظــر بــده ♥ بــدو بـیـا ســاوه جـوک ♥ ۩۩♥♥۩۩
۩۩♥♥۩۩ خـنـده دارترین جوک هـا ، عـکـس هـا و اس ام ها ♥ بدو بیا ســاوه جـوک ♥ ۩۩♥♥۩۩
بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیااومده با کلی ذوق به بابام
نشونش می دم.میگه بچته؟؟؟!! میگم پَــــ نَ پَــــ اینو الان
از اینترنت دانلود کردم نسخه آزمایشیه واسه تست تا اصلش بیاد!!!
۩۩♥♥۩۩ WWW.SAVEHJOOK.MIHANBLOG.COM ♥ بــدو بــیــا ســــاوه جـــوک ♥ ۩۩♥♥۩۩
دردها فراموش میشوند . . .
ولی "همدردها"
هرگــــــــــــز . . .
من بودن آنهایی را میخواهم کــــه . . .
حتــــــــــی
"یـــــــــــــادشان" هم . . .
زنــــــــــــــدگی را زیباتر میـــکند . . .
سلام. بازم قالب نوو مبارک..
آهنگ وبت واسم پخش نمیشه البته شاید چون با گوشی اومدم پخش نشه..
مرسی .این چه اسمیه خودت که اسمت قشنگه
۩۩♥♥۩۩ حــتـما بــیـا و بــبــیــن و بـخــنــد و نــظــر بــده ♥ بــدو بـیـا ســاوه جـوک ♥ ۩۩♥♥۩۩
۩۩♥♥۩۩ خـنـده دارترین جوک هـا ، عـکـس هـا و اس ام ها ♥ بدو بیا ســاوه جـوک ♥ ۩۩♥♥۩۩
تنهایی داشتم کمد اتاقمو جابجا میکردم مثل هرکول دودستی کمدمو تو بغل میگرفتم
جابجاش میکردم مادرم از راه رسید پرسید کمدتو جابجا میکنی؟
گفتم پ ن پ دلش گرفته بود بغلش کردم دلداریش بدم
۩۩♥♥۩۩ WWW.SAVEHJOOK.MIHANBLOG.COM ♥ بــدو بــیــا ســــاوه جـــوک ♥ ۩۩♥♥۩۩
سلام، چشم حتما
خوبین شما؟ چند وقت پیش یک آهنگ شیرازی رو وبلاگتون بود ، اگر ممکن برای شما لطف کنید لینک دانلودش رو در پست هاتون قرار بدهید، سپاسگذارم
سلام عزیز مرسی. بازم اومدی من زیاداهنگ وب عوض کردم یادم نی ببخشید یه تیکه اززش رو اگه یادتون بگین تا ببینم. چی بود بههتون بدم ببخشید من فراموش کارم ،الزایمر دارم. هههه
غلـط است این تفـــــکر که بپنـداریم، زندگــــــی می گذرد!
زندگــــی می مـــاند؛
مــــــــن و تــــــــو می گـذریم …
سلام خسته نباشی دوست عزیز اپم و منتظر حضور سبزتانم موفق باشید
اهان اوکی
راسدی عکسه خودته؟؟
برای پیش "تو"بودن ...
بلیط لازم نیست!
مرور قصه ی "دل"...
کافیست...!
دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی ، مکث کنی !
تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی
دلم می پاشد از هم بس که زیبا می شوی گاهی
حضور گاهگاهت بازی خورشید با ابر است
که پنهان می شوی گاهی و پیدا می شوی گاهی
به ما تا می رسی کج می کنی یکباره راهت را
ز ناچاریست گر هم صحبت ما می شوی گاهی
دلت پاک است اما با تمام سادگیهایت
به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی
تو را از سرخی سیب غزلهایم گریزی نیست
تو هم مانند حوا زود اغوا می شوی گاهی
سلام ببخشید من روی سیستمم فلش پلیر ندارم و نمیتونم موزیک های تو وب ها رو گوش کنم شرمنده
اشکال نداره مرسی ببخشید
خییییییلی زیبا
هم عکس هم متن
سلام مرسی لطف دارین .ادرستون اشتباه
وبت خوجله. آپت خوجله.فقط خودت میمونی
مرسی از لطفتون سارا خانوم
همیشه
یک
آخرینی هست
که کف
صندوقچه خاطرات آدمها
بی وقت.....
با
یک عطر...
یک صدا....
یک عصر بارانی....
یک آهنگ...
یک
رنگ رژ و
یک
پیراهن آشنا....
بیرحمانه
غلت میخورد....!!!
..
مثل
آخرین دیدار...
آخرین روز....
آخرین بوسه....
آخرین....
آخرین....دوستت دارم
..
آخرین
مراقب خودت باش....
..
آخرین
خداحافظ........
..
و این..........
بیرحم ترین....
بیرحم ترین.......
آخرین دنیاست.....!!!!