آنچنان ساده ام
که گنجشکها هم می توانند
در جیب هایم لانه کنند
با پروانه ای سال ها دوست می شوم
برای پای مورچه ام که به گل می ماند
های های گریه می کنم
در دور و دراز باور خود
کودک می مانم
همیشه
حالا
چقدر با من رو راستی
از اینجا تا کجای دنیا برای تو بدوم
و یا با کدام شاخه ی خیانت
خودم را حلق آویز کنم
روزی وقتی که دیگر من نیستم
نمی خواهم
در پیدا و پنهان
تلخ بخندی
ویا به خنده بگویی که من
واقعا ساده بوده ام
حتی
در پیله ی تصور و تصویر...
دنگ..،دنگ..
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ.
زهر این فکر که این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من...
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت ، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز... سهراب سپهری
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...
خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ...
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند
ابر را پاره خواهم کرد
من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ،سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
بادبادک ها به هوا خواهم برد
گلدان ها آب خواهم داد ...
خواهم آمد ،سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت سهراب سپهری
زندگی خالی نیست
مهربانی هست،سیب هست،ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد سهراب سپهری
خوب است که مرثیه سرایی نکنید
با گریه ی ما گره گشایی نکنید
دست از سر این طایفه بردارید ، آه ...
با دست اباالفضل (ع) گدایی نکنید ! رضا بروسان
رضا بروسان
تا دست به دامان ریا افتادند
بی وقفه به یاد شهدا افتادند
شوخی ، شوخی به شاخه ها سنگ زدند
جدی جدی پرنده ها افتادند !... رضا بروسان
باور نداشتـم که چنین واگذاریم
در موج خیز حادثه تنهـا گذاریم
آمد بهار و عید گذشت و نخواستی
یک دم قدم به چشم گـهر زا گذاریم
چون سبزه دمیده به صحرای دور دست
بختم نداد ره که به سر پا گذاریم
خونم خورند با همه گردنکشی کسان
گر در بساط غیر، چو مینــا گذاریم... سیمین بهبهانی
فدات رفیق .
. من از رفیق خیلی ضربه خوردم . بددردیه از رفیق ضربه بخوری .. .. حالا سه تا رفیق برام مونده امیدوارم اونا تا ابد باشن .. چون دیگه تحمل ندارم
سلام نرگس هر وقت اپ میکنی بیا خبر بده تا بیام به وبت.
باش رفیق
مسافرمنم
کوله بارم حسرت و آه
و جوانی ایی که از سوراخ کوله ام میریزد
#سیاوش_صیاف
بسکه خوردم غمِ تو
روزه ی من باطل شد
نرخِ کفاره ی این
خوردنِ عمدی چند است؟
نرگس_افری
همیشه چیزی در نگاهِ آخر هست
که در نگاه های دیگر نیست
گویی حسی درونی به تو می گوید
این بارِ آخر است که می بینی اش
که می بینم ات
بوده انسان هایی که رفته
و باز آمده اند
اما نگاهشان
نگاهِ آخر بوده است
نگاهِ رفتن
آمده اند
اما این آمدن
آن حقیقتی نیست
که نگاهِ آخرشان به تو می گفته است
ممنون شماهم لینکی.
سلام سپاس به پاس حضورت .از وبت خوشم میاد اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن.
ی روم ، اما نمی پرسم ز خویش
ره کجا؟ منزل کجا؟ مقصود چیست؟
بوسه می بخشم ، ولی خود غافلم
کاین دل دیوانه را معبود کیست؟
آه ، آری ، این منم ، اما چه سود؟
" او" که در من بود ، دیگر نیست، نیست!
می خروشم زیر لب ، دیوانه وار
"او" که در من بود ، آخر کیست؟ کیست؟
فروغ فرخزاد
چه قدر خوبه که بعضی آدمهای خوب ، بدون این که خودت بفهمی ، توی زندگیت ظاهر میشن در وجودت تاثیرات مثبت میذارن و زندگیت رو تغییر میدن .
اون وقته که می فهمی خدا خیلی وقته جواب دعاهاتو با فرستادن بنده هاش داده ..!!
زندگیتون پر از آدمای خوب ...
لایککککککککک ب منم سربزن لینکت کردم عزیزم
دل من محکمه ایست
که به من می گوید
همه را دوست بدار
به همه خوبی کن
واگر بد دیدی
دل به دریای محبت بزن و بخشش کن...
سلام عزیزم
حالت چطوره خوبی؟
تو خوبی عزیزم .. شکر میگذره
گاهی وقتها نوشتنت نمی اید
قدم زدن را هم دوست نداری
چای هم برایت بی مزه شده
از سیگار کشیدن میترسی
از حرف زدن با دیگران حالت بهم میخورد
حتی اعصابت هم خورد نیست
خسته نیستی
دل زده نیستی
اما تا دلت بخواهد غم داری...
هر بنا و امارت و سازه ای عظیم ، روزگاری جز نقشه ای ساده بر روی کاغذی بیش نبود ..!!
مهم نیست امروز در چه مرحله ای هستید ، مهم آینده ی شماست و چیزی که به آن می رسید ..!؟
نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
آواره عشق ما آواره نخواهد شد
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز
وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد ...
همشهری ،





نبینم تو غم و درد نشستی ..!!
شاد باش ،
ایلامی که ضعیف نیست ..!؟
آن که برود ،


از اولش هم نبود ،
این اشتباه ما بود که فکر کردیم بود ،
رفت تا که ثابت کند نبود ..!؟
برای بی ارزشی ،
خود را به هلاکت نکشانیم ..!!!؟؟؟
اکثر ادما همینطورین
سلام ملیکا خوبی نیومدم مدتی سر نزدم بهت خوبی عزیز
ماجرای من و تو، باورِ باورها نیست
ماجراییست که در حافظهِ دنیا نیست
نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وَهم
ذاتِ عشقیم که در آینه ها پیدا نیست
تو گُمی درمن و من درتو گُمم باورکن
جز دراین شعر نشان و اثری ازما نیست
شب که آرام تر از پلک تو را میبندم
بادلم طاقت دیدارِ تو تا فردا نیست
من و تو ساحل و دریای هَمیم اما نه!
ساحل اینقدر که درفاصله با دریا نیست...
عالی
اون عکس بالایی وسطیه رو دان کردم
مریمی حالم گرفتس اشتبا کردم .کاش دوستم ببخشه .. عزیز مال خودته ببر عیب نداره
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم ..!؟
زدم کف قشنگرو
چه دلمون بخواد ، چه دلمون نخواد ،
خدا یک وقتایی دلش نمیخواد ،
ما چیزی رو داشته باشیم ،
که دلمون میخواد ..!!
سلام عزیزم . ممنونم که به من لطف داری . خوشحال میشم وقتی به سراغم میای.
چنان ز پند شما ناصحان زمین گیرم
که گر دوباره نصیحت کنید، می میرم
مرا به خویشتن خویش وانهید که من
نه از قبیله ی زهدم ، نه اهل تزویرم...
آنقدر از مقابل چشمان تو رد شدم


تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم
منظومه ای برابر چشمم گشوده شد
آنشب که از کنار تو آرام رد شدم
گم بودم از نگاه تمام ستارگان
تا اینکه با دو چشم سیاهت رسد شدم...
شاید به حکم جاذبه شاید به جرم عشق
در عمق چشمهای تو حبس ابد شدم...