نمیدونم از کجا بگم از کجا شرو کنم
ساده بگم دلتنگتم بدجور
میفهمی اینو چراخودت پنهان میکنی از من
چرااینجور رفتار میکنی چرا کاری میکنی
ازت دور شم فراموشت کنم ها
دوست من من هیچوقت تورو فراموش نمیکنم
تو قلبم وتویادم همیشه دارمت
بفهم معنی دلتنگیم رو
نگو که توام دلتنگ نیستی
یادت بمونه دلم روشکستی توهم
ولی بااین وجود بهترین دوستمی
بهترین کسی که پاش گذاشت توزندگیم
مطمعنم که توالان فراموشم کردی
دیگه من رو یادت نمیاد
فراموشم نکرده بودی. بعد مدت ها
می اومدی سراغی از دوستت میگرفتی
نیومدنت نشون میده که حالت خوبه بی من
باشه بی خیال بگذریم خوش باشی هر جا هستی رفیق
آدرس وبم یادم رفته بود

اینم ادرسمه
http://cinderella2016.mihanblog.com/
خواستی به این رفیق قدیمی یه سری بزن
سلام رفیقم
همه دوستامو گم کرده بودم اما بالاخره بعد از این همه مدت بالاخره تو رو پیدات کردم
خوبی رفیق دلم خیلی واست تنگ شده بود
خوبی من یه مدت توی بی وبی بودم وبی نداشتم وبم حذف شده بود
ببینم منظورت از این رفیقی که توی این پست نوشتی من که نیستم
سلام نرگس عزیز ...

ممنونم از حضور شما ما کمال میل لینک شدید
موفق و پیروز باشید
صبح بخیر گفتنت
مثل خاک نم خورده
شوق نفس کشیدن میدهد!
علی_سلطانی
فکر می کنم هنر اصلی،
هنر فاصله ها باشد!
زیاد نزدیک به هم می سوزیم
زیاد دور، یخ می زنیم!
کریستین_بوبن
اگه نمیتونی تو بدترین شرایطم
منو تحمل کنی
پس قطعا لیاقت منو
تو بهترین شرایطم نداری
مرلین_مونرو
صبح بخیر گفتنت
مثل خاک نم خورده
شوق نفس کشیدن میدهد!
علی_سلطانی
تابلو نقاش را ثروتمند کرد
شعر شاعر به چند زبان ترجمه شد
کارگردان جایزه ها را درو کرد
و هنوز سر همان چهارراه واکس میزند
کودکی که بهترین سوژه بود.
آدمهای دوازده شب به بعد را
جدی نگیرید!
خودشان نیستند!
کودک احمق درونشان است...
علی_قاضی_نظام
به گمانم
جیک جیک اول صبح
گنجشک ها
روی سیم تلفن
دوستت دارم هایی ست
که شب قبل
از خطوط گذشته
پشت بوق های اشغال
مانده اند..
نرگس_نوروزپور
نذر کرده ام
یک روزى که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که
زندگى را با لذت باید خورد
که ضربه هاى روى سر را باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق به راه افتاد...
باب اسفنجی:
من زشتم و به هیچ دردی نمیخورم.
پاتریک:
چرا به درد میخوری،
باعث میشه بقیه حس بهتری نسبت
به خودشون داشته باشن...
هر کسی به اندازه ای که ما را دوست دارد باید ذهن و دلمان را اشغال کند!
نه به اندازه ای که ما دوستش داریم...
صادق_کرمیار
لبخند بزنید...
این دومین کار خوبیه
که با لبها میشه انجام داد
علی_قاضی_نظام
مثل صدف های کوچک
که کسی در آنها
صدای دریا ریخته است
من پر از صدای چشم های توام
دهانم پر از فصول عاشقانه است
دست هایم
چون قایقی پر از باران
در امواج عشق تو
بالا وُ پایین می رود
و دریا دریا نیلوفرُ یاس
به ساحل خیال من می ریزد
گل ها
اگر توان سخن داشتند
به تو می گفتند
که در عمرشان
پروانه ای چون من
شیدای گلی چون تو
به خواب هم ندیده اند
برای ترسیم احساس من به تو
صورتگری هنوز به دنیا نیامدست
آنجا که صداها
رنگ می شوند
و سکوت ها
به خود شکل می گیرند
سلام دوست عزیزم خوبی؟
دلم برات تنگ شده