X
تبلیغات
رایتل
دختری از سرزمین الامتو
دنیا سوت پایان را بزن! صداقت من حریف دروغ این زمانه نمی شود.



دردهایی که در پنج شنبه نوشته میشود 

غرشِ بغض بی سر و صدای دلتنگی هاست 

دردهای پنجشنبه شعرهایی هستند

که خاموش فریاد میزنند 

گوش شنوا میخواهد پنجشنبه را شنیدن

دل عاشق میخواهد

سکوت نگاه پنجشنبه را در عین پر حرفی معنا کردن

دل تنگ میخواهد درد پنجشنبه را گوش کردن


+ تاریخ پنج‌شنبه 26 مرداد 1396 | ساعت19:10 | نویسنده نرگس




من اینجا بس دلم تنگ است


وهرسازی که میبینم  بداهنگ است


 بیا ره توشه برداریم


قدم درراه  بی برگشت  بگذاریم


 ببینم اسمان هر کجا ایا همین رنگ است



+ تاریخ چهارشنبه 18 مرداد 1396 | ساعت11:34 | نویسنده نرگس | نظرات (30)

| نظرات (30)






ادامــه مطلــب

+ تاریخ چهارشنبه 28 تیر 1396 | ساعت17:26 | نویسنده نرگس | نظرات (51)

| نظرات (51)





در دل شب



آرمید خورشید



با نوازش های نمنم باران



دست ها ی ماه پنهانی



ابرها را رقم می زد



تا که شاید چلچراغ ماه



همچو آن مهمان ناخوانده



پشت آن پنجره های خواب و بیداری



با نوازش های  شبگردش



و دزدانه



اما کمی مغرور



در کنار بالش آن کودک تبدار



سر می زد.

باد هم زوزه ی  سحر داده



مست و حیران و کمی وحشی



در نگاه سفره ی مهتاب



بر جبین این شب تاریک

چشم می دوزد



یک سرو خموش و شاد



بر ضیافت این نیمه شب تاریک



بی حضور لاله و نیلوفر و خورشید؟



تا که یک مرغ سحر باز هم



نغمه ی صبح ظفر داده



تا که شاید یک شبی دیگر



وعده  ی ماه و ماه رویان را



با حضور لاله و نیلوفر و خورشید



در همان نیمه شب تاریک



نغمه ی صبح ظفر داده

دست های  ماه پنهانی



ابرهارا رقم می زد



و بر بالین آن کودک تبدار،سر می زد





ادامــه مطلــب

+ تاریخ شنبه 17 تیر 1396 | ساعت20:57 | نویسنده نرگس




+ تاریخ چهارشنبه 7 تیر 1396 | ساعت17:26 | نویسنده نرگس


  1    2    3    4    5    ...    37  >>