X
تبلیغات
رایتل

دختری از سرزمین الامتو

دنیا سوت پایان رابزن ،صداقت من حریف دروغ این زمانه نمیشود

به کجاداریم میریم؟؟

به کجاداریم میریم خدایا  ؟


ماادماداریم  باهم چیکار میکنیم ؟


 چه بلایی سر  ادم بودنمون اوردیم ؟


داریم باباورهم دیگه چیکارمیکنیم  ؟


تاکجامیخوایم گندبزنیم به باور وهمه چیمون  


 تاکجامیخوادپیش بره  نمیدونم 


 دارم ازادم بودن میترسم  


ادمایی که تا دیروز   همه باهم عین خواهربرادربودن


 ادمایی که براهم جون میدادن دلاشون پاک بود



 نیتشون



 قصدشون خیر بود  بازی هاشون ساده بود



  لباساشون 



 تایکی براش مشکلی پیش می اومد



 اون یکی خودش به اب واتیش  


میزد مشکلش حل کنه  ...



 ماشینای مدل بالا نبود  خونه های اسمون خراش نبود 


 همه به هم نزدیک بوددلاشون قلباشون  


دخترای اهن پرست نبود  پسرای تن پرست نبود  


دخترای سرزمینم  پاک بودن پسرای سرزمینم   


پاک بودن  دلاشون صاف وساده بود چشاشون پاک 



 درسته مال اون دوره نبودم  ولی شنیدم   


وهمیشه حسرت اینودارم که 



چرامال اون موقه نبودم چرا نسل الانم 



نسل الانی که  غرق شدن تو پول نسل الانی که 


 راحت ادماش دل میشکونن  وگندزدن به عشق وباورای



 ادم 



نسلی که شده تادختری سرکوچه



 ببینن خانوم خوشگله برسونمت 


  نمیگم تقصیر منه یاتو  تقصیرجامعست 


شایدم تقصیرمن وتوعه  شاید تقصیر مادختراس 


یاتقصیر پسراکه  اینجوری اند  


نمیخوام تقصیر وگرردن این یااون بندازم تقصیر



 هممون 


هم دختر هم پسرمقصر  


وقتی دختری  به پسرروبده وقتی دختری پسری 


رو فقط کارت بانکی میبینه و مدل ماشینش 


معلومه پسرم به تن دخترفک میکنه  


 دنیاهمینه    .....



 بازم  هس اما بسه دیگه  .. ببخشید بلند 


 اماارزش خوندنشو فک کنم داره  دوستان   


خستم  خیلی خسته ام 


به من جای دهید 


میخواهم بخوابم 


یه تخت خالی 


یه دنیای خالی 


یه قلب خالی  ...


نظرات (2)  

نوشته شده توسط نرگس در دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 11:48 موضوع | لینک ثابت


........

‏دلم واسه اون صبح جمعه هایی 


تنگ شده که صبحش زی زی گولو 


میدیمو نقاشی میکشیدم


ظهرش هایدی و غیره میدیدم


 عصر مشقمو مینوشتم


تو جامدادی نگاه میکردم 


میدیدم پاک کنم تموم شده.



چه روزایی بود

............,.............


ما شبیه جنس خاک  خورده ى داخل  ویترینیم


که یک نفر انتخابمان کرد 


اما حاضر نشد بهایمان را پرداخت کند


فقط آمد


دلخوشمان کرد


و رفت


رفت یک دورى بزند و برگردد




نظرات (5)  

نوشته شده توسط نرگس در یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 00:00 موضوع | لینک ثابت


.............

عشق چیه ؟؟؟؟


 دوستان  دوس دارم نظرتون راجع به عشق بدونم


ممنون میشم بیای بگین عشق چیه


 نظراتون میخونم اما تایید نمیزنم


 ممنون از اینکه این مدت اومدین وبم


 ونظر دادین ببخشید تایید نزدم ونمیکنم


چون من نظر هیچس تایید نمیکنم


 وبه هیچکس سر نمیزنم  ولینکی هم ندارم


 بازم ببخشید وممنون  این اخرین پستمه


شاید یه روزی بر گشتم نمیدونم شاید



ادمیست دیگر  یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد


دوست دارد بردارد


خودش رابریزد دور




          



                   





                         




نظرات (7)  

نوشته شده توسط نرگس در سه‌شنبه 16 آبان 1396 ساعت 21:03 موضوع | لینک ثابت


هرشب...


کوچک که بودم  کشتی هایم که غرق میشد


سریع برگی از دفتر مشقم میکندم


ودوباره یکی مثل ان را میساختم


ولی حالا روز هاست که کشتی هایم غرق شده


وتنها در حسرت انم که چرا  دیگر دفتر مشقی ندارم




نظرات (18)  

نوشته شده توسط نرگس در سه‌شنبه 25 مهر 1396 ساعت 12:53 موضوع | لینک ثابت


.......

دلتنگی فقط اونجاش که 


برمیگردی چتای قدیمی روبخونی 


اونجاهاکه ناراحتت کرده رو تندتند ردمیکنی 


که خوبیاش بیشتریادت بمونه


 

نوشته شده توسط نرگس در سه‌شنبه 18 مهر 1396 ساعت 11:37 موضوع | لینک ثابت